این قسمت چطوری شروع میشه؟

 

“با یه مرد مسن شروع میشه که نصف شب به خاطر صدای عجیب و غریبی از خواب بلند میشه. اون پا میشه و همسرش مارتا که گوشه ی اتاق وایساده میچرخه و اون میفهمه که زنش تبدیل شده (ظاهرا تو خواب مرده). اون آغوش خودش رو باز میکنه و زنش به سمتش میاد و تلاش میکنه گردنش رو گاز بگیره ولی بعد ما دندان های مصنوعیش رو توی لیوان کنار تخت می بینیم. پیرمرد به تفنگش میرسه و به سر خودش شلیک میکنه ولی وقتی که میفته چراغ نفتی رو میندازه و خونه آتیش میگیره. ما می فهمیم که اون خونه توی مزرعه ست.”

 

مو بلند هندی کیه و چطور معرفی میشه؟

 

“اسمش واکره و به روش جالبی معرفی میشه. تیم جستجو از مزرعه اردوگاه اون رو پیدا میکنن و بعد از جستجوی اونجا میفهمن که خیلی از مردمش کشته شدن. یک مرد زنده مونده که به صندلی بسته شده. در بررسی دقیق تر مشخص میشه که بخش پشتی جمجمه ی اون برداشته شده و کلاغ ها دارن ازش تغذیه میکنن. این زمانیه که واکر خودش رو نشون میده. اون میگه که الان وقتشه تمام زمین هایی که آمریکایی ها از سرخپوست ها گرفتن رو پس بگیرن. اون میگه که مردمش در حال برنامه ریزی برای گرفتن مزرعه هستن و اول تروی ، مدیسون و باقی گروه جستجو میمیرن.”

 

مدیسون تلاش میکنه که تروی رو کنترل کنه؟

 

“فکر نمیکنیم که تلاش کنه اون رو کنترل کنه. در عوض به نظر میرسه میخواد کمکش کنه. کمکش کنه که خودش رو درک کنه و تغییر کنه.”

 

در حالی که مدیسون رفته ، چه اتفاقی برای آلیشا و نیک میفته؟

 

“آلیشا با جیک میپره و نیک هم تلاش میکنه که برای خودش و لوسیانا یه خونه بسازه تا بتونه اون رو متقاعد کنه توی مزرعه بمونه.”

 

برای خونه ی آتیش گرفته شده چه اتفاقی افتاد؟

 

“زوج سالخورده ای که اونجا زندگی میکردن جزو اولین کسایی بودن که به مزرعه اومدن. در واقع اون خونه ، خونه ی اتو و همسر اولش بوده. اونجا همچنین جاییه که جیک توش متولد شده ، ولی همسر دوم اتو که اومد اون خونه ی بزرگش رو ساخت. بعد از آتیش ، نیک تصمیم میگیره که اونو رو به راه کنه و برای محل زندگی خودش و لوسیانا در نظرش داره.”

 

چه اتفاقی بین دنیل و استرند میفته؟

 

“اونا سد رو ترک میکنن و برای پیدا کردن اوفیلیا به هتل برمیگردن.”

 

کسی میمیره؟ اگه آره ، کی؟

 

“زوج سالخورده و احتمالا بازمانده های هتل.”

 

مکالمه ای بین نیک و لوسیانا وجود داره؟

 

“نیک میخواد تو مزرعه بمونه و معتقده که میتونه چیز خوبی اونجا بسازه. اون داستان زوج سالخورده (رز و مارتا) رو میگه که از زمان جنگ کره با هم بودن. رز یه سرباز بوده که زخمی شده و تحت درمان مارتا توی بیمارستان بوده. رز به مارتا پیشنهاد ازدواج داده و مارتا هم قبول کرده. اونا تا آخر عمر با هم بودن و نیک به لوسیانا میگه که اونا هم میتونن توی مزرعه چیزی شبیه زوج سالخورده باشن.”

 

این قسمت چطوری تموم میشه؟

 

“نیک از خواب پا میشه و متوجه رفتن لوسیانا میشه در حالی که یه یادداشت براش گذاشته. مدیسون و تروی اختلافات گذشته شون رو کنار میزارن و به سمت مزرعه میان.”

 

چیزی از هلیکوپتر و تراویس گفته میشه؟

 

“چیزی گفته نمیشه ولی واکر میگه که افراد گروه اون بودن که به هلیکوپتر شلیک کردن. با این حال مدیسون میگه که افراد واکر یکی از افرادش (تراویس) رو کشتن و واکر از این بابت عذر خواهی میکنه. واکر به مدیسون میگه باعث تاسفه که مدیسون با گروه دیگه ای همراه شده.”

 

نکته : وقتی دنیل و استرند به هتل میرسن ، استرند فورا میگه که یه چیزی اشتباهه. دروازه پایینه و هیچ محافظی جلوش نیست. وقتی که اونا وارد هتل میشن فقط واکرها رو می بیننن و این زمانیه که استرند شروع به آواز خوندن میکنه و حقیقت رو در مورد اوفیلیا به دنیل میگه. دنیل استرند رو تنها میزاره و با ماشین هتل رو ترک میکنه.