خب دوستان خوب و همراهان همیشگی و دوست داشتنیِ سایت TWDFANSIR، به آخرین بخش از تحلیل “تلخ ترین مرگ” رسیدیم. متاسفم که بدقول شدم و با یک هفته تاخیر خدمتتون حاضر شدم. پیش از این تحلیل مرگ های فصل ۱ تا ۳ رو دیدیم و بعد از اون مرگ های فصل ۴ رو، در این مطلب هم به مرگ هایِ فصل ۵ تا نیم فصل ۶ می پردازیم. امیدوارم مثل همیشه با من همراه باشید و لذت ببرید.

اما پیش از پرداختن به موضوع، قوانینی که در دو پست قبل هم اشاره کرده بودم رو یادآور میشم؛ ممکنه ترتیب مرگ ها رعایت نشده باشه و همینطور همه ی مرگ ها رو ذکر نکرده باشم، که خب دلیلش واضحه، قصدم پرداختن به مرگ هایِ مهم سریال همراه با یه خورده تحلیل در خصوص عواقب اون مرگ بوده و لاغیر!

-فصل پنجم-

se05

گروه با مشقت هایِ فراوان و بعد از یک نیم فصل که توش دائما در حال حرکت بودن، به خیال خودشون به سرزمین امن و آزادِ ترمینوس می رسن، ولی فکرش رو هم نمی تونن بکنن که از چاله دراومدن و به چه چاهی افتادن!!!!

مرگ سَم، خر شانس ترین یا بدشانس ترین کارکترِ غیر تاثیرگذارِ سریال!

۱ sam

(یادمونه که سم به همراه دوستش آنا، در پارت اول فصل چهار دیدیم. اونجا آنا خیلی مفت و البته نه چندان نا ممکن! توسط واکرها دار فانی رو وداع گفت. اما خب سَم تونست حداقل یک فصل رو دووم بیاره و خودش رو به نحوی که برایِ همه ما سواله، به قتل گاهِ ترمینوس برسونه. تا نهایتا در همون دقایق ابتداییِ فصل ۵، توسط قصاب هایِ داعش معاب ترمینوس، مثله گوسفند سر بریده بشه. اون شاتی که ریک و سم رو در یک قاب به تصویر می کشه خیلی جالبه، مطمئنم که اونجا سم داره تو دلش میگه، ای ریکِ لعنتی، چرا همونجا تو شهر منو نکشتی؟!)

قتلِ قصاب هایِ ترمینوس!

۲ butcher

(وای وای وای، کیا مثه من وقتی تریلر فصل ۵ رو میدیدن، اون صحنه معروف-اولین شاتِ سمت راست- فیگورِ ضربه ی چماق به پشت سرِ گلن رو حس می کردن و باهاش می مردن و زنده میشدن؟! بله اون حیوونا بعد از شلیکِ جانانه ی اَبر قهرمان اپیزود اول فصل ۵، یعنی کارول، هول میکنن و نهایتا توسط گلن، دریل و ریک به خاک سیاه می شینن! آخ که چه کیفی داشت پاره پوره شدنشون!!!)

قربانیان یا به درک واصل شدگانِ ترمینوس!

۳ Terminus victom

(در همون اپیزود اول ما شاهد یه انفجار و کلی آتیش بازی بودیم، یه ابر هیجانه پاپ کورنی که بعد از دیدنِ پارت دوم فصل ۴، حسابی خستگی رو از تنمون درآورد و به وجدمون آورد. این بین اون هیبت ریک و گنگستر بازیایِ کارول هم که همینجوری از چپ و راست به سر و صورتمون سیلی میزد!!! بدون شک یکی از بهترین آغاز هایِ سریال از ابتدا تا امروز رو ما در همین اپیزود اول فصل ۵ شاهد بودیم)

مرگِ مرد دیوانه، مرموز ترین و عجیب ترین کارکترِ سریال تا الان!

۴ CRAZED MAN

(Crazed Man، عجیب ترین کارکتر سریال، که به صورت ناگهانی و در عملیات نجات اسرایِ ترمینوسی، از کانتینر خارج میشه و بی دلیل به جون ریک میوفته و نهایتا توسط واکر ها نفله میشه. اما اون کیه؟ خیلی ها معتقدن که جزء گروه نگان هستش، و همراه بقیه اعضاء گروه به کمپ ترمینوس حمله می کنن و نهایتا بعد از کش و قوس اسیر گروه گرث می شه. اما خب این فرضیه می تونه درست باشه ولی موضوعی که لاینحل میمونه اینه که گروه نگان با اون خوی وحشی و باقیِ ماجرا، چطور توسط ترمینوسی ها رونده میشن و تازه اسیرم میدن؟ یادمون باشه که کل کمپ ترمینوس توسط کارول و به تنهایی از هم پاشید!!!)

حالا که حرف از مرد دیوانه شد، دیدن این عکس هم نمی تونه خالی از لطف باشه. همونطور که می بینین تتوی روی شقیقه راست اون مرد، به علائمی که ما مکررا در پارت دوم فصل ۵ و روی درخت ها می بینیم، شباهت داره!

(حالا سوال اینجاست که این علائم مربوط به چه فرد یا گروهیه؟ و آیا اونطور که خیلیا مدعی هستن، به گروه نگان بر میگرده یا نه. در هر صورت اونچه مسلمه اینه که تتو هایِ صورت اون مرد قطعا اسیتراگ هایِ زیادی داره که شاید بشه به عنوان کلید بهشون نگاه کرد.)

باب هم گروه رو تنها میزاره!

۶ bob

(مرگ باب بسیار دردناک و البته بسیار تاثیر گذاره، همه یادشونه که بابی که از چالش هایِ زیادی زنده در اومده بود و ما پیش درآمد یه اپیزود رو صرف دیدن ماجراهایِ رسیدنش به گروه کرده بودیم، در یه عملیاتِ اکتشافی، به شکلی بسیار ناباورانه و شاید احمقانه، توسط یه واکرِ پیزوری، گاز گرفته میشه و بعد از اینکه ترمینوسی ها می دزدنش و نیم خوره اش می کنن! به عنوان طعمه به گروه برگردونده میشه و نهایتا تو آغوشه عشقش ساشا،میمیره و توسط تایریس خلاص می شه. این مرگ تاثیرات زیادی رویِ ساشا می زاره، تاثیراتی که شدیدا تایریس برادرش رو شگفت زده می کنه. ساشا شدیدا دچار یاس و افسردگی میشه تا جایی که انتقام جانانه یِ کلیسا هم حالش رو جا نمیاره و در نهایت این افسردگی بعد از دومین تلخ ترین مرگِ فصل پنجم، کم کم بهبود پیدا می کنه!!!)

مرگی ترین مرگ هایِ فصل پنجم با انتقام از گرث و گروهش خودنمایی می کنه!!!

۷ GARETH TEAM

(ریک دوست داشتنیِ ما، با اون هیبتِ به قول دیانا باحالش! (کت چرمی، کلت پیتون و ریش بلند و موهایِ ژولیده!) کاری می کنه کارستون، بلایی سرِ گروه گرث میاره که فقط با خاک انداز دو ماهی طول بکشه اگه که بخوای از کف کلیسا جمعشون کنی! اون سلسله پلان های سکانسِ قتی عامِ ترمینوسی ها از اون سکانس هایِ ویژه و چسبنده ی سریال بود که از نظر فوق العاده بودن، فقط میشه با سکانس هایِ مرگ گروه جو مقایسه شون کرد! البته صبر کنین، من مطمئنم جناب کرکمن، برای رتبه یِ اول قتل هایِ ریک، برامون قتلِ نگان به دست ریک رو تو آب نمک خوابونده!!!)

مرگ گوین، پزشکِ مصدوم، به دستِ دکتر ادواردز

۸ GAVIN DEAD

(در واقع گوین به دست دکترِ ادواردز به قتل نمی رسه و این بث هستش که با تزریق داروی اشتباه، باعث مرگ گوین می شه، اما چون کاملا نا دانسته و با تجویز جناب دکتر بهروز عشقی!!! دست به این کار میزنه، پس نمی شه قتل رو به حسابش گذاشت. گوین پس از مرگ، توسطِ کلانتر دان، خلاص میشه تا دست بث به هیچ خونی در فصل پنجم آغشته نشه!!! این قتل، بیش از پیش اتمسفرِ مسمومِ بیمارستانِ گریدی مموریال رو به رخ بیننده ها میاره، جایی که به قول دان، هر کسی برای زنده موندن باید یه کاری بکنه و خدماتی که دریافت می کنه رو با خدماتی که ارائه می ده جبران کنه. همین خدمات هم باعث یه خودکشیِ تاسف بار و چند مرگِ متعاقب اون میشه که در زیر بهش پرداختیم.)

خودکشیِ جُوآن!

۸ Joan dead

(جُوآنِ بخت برگشته، واقعا تاسف آور و تلخ خودکشی میکنه، همه ما میدونیم که اون مجبور بود چه خدماتی رو در قبال زنده موندن در کمپ بیمارستان ارائه کنه! البته که مرگ اون به نفع بث تموم شد و هر چند که جُوآن نتونست خودش جونِ اون افسری که ازش سوء استفاده می کرد بگیره اما مرده یِ جُوآن به خوبی باهاش تسویه حساب کرد!!!)

قتلِ وحشیانه ی باب لمبسون!

۹ Bob Lamson

(اونچه ریک به سر باب لمبسون آورد، عجیب شوکه کننده بود. حاضرم شرط ببندم که هیچ کس یا حداقل درصدِ خیلی کمی از بیننده ها میتونستن اینجور مرگ رو برایِ باب لمبسون در نظر بگیرن!!! نا گفته نمایند که این قتل، تاثیر زیادی رویِ تسلیم شدنِ اون دو افسرِ گروگان به گروه، بازی کرد. اونا حسابی دستشون اومد که ریک با بابایِ خودشم شوخی نداره و مثه سگ آدم می کشه! فراموش نکنیم که این اتفاق، بعد از آزادیِ کارول و اون مرگِ دلخراشه بیمارستان، اونجا که دو گروهِ ساکنان بیمارستان و دوستانِ ما رو به هم اسلحه می کشن، تاثیر خودش رو نشون می ده!!!)

تلخ ترین مرگِ فصل پنجم مربوط به شیرین ترین دخترِ سریال!

۱۰ beth

(فکر نمی کنم هیچ بیننده ای باشه که بث رو دوست نداشته باشه. دخترک شیرین و دوست داشتنی سریال که فقط نقش خواهر مگی یا دختر هرشل رو نداشت. همگی یادمونه که در پارت دوم فصل دوم، و بعد از جریان انبار واکرها و خلاص شدن مادرش توسط شین، دچار بحران روحی میشه و چندین روز رو تو رختخواب میمونه. تو فصل دو من به شخصه فکر نمی کردم بتونه از قائله ی حمله واکرها به مزرعه جون سالم به در ببره و همش تو این فکر بودم که در ادامه با یه سوفیایِ بی دست و پا و سرِ خرِ دیگه طرفم که همش یکی باید مواظبش باشه! اما اصلا نمی شد حدس زد که بعد از سقوط زندان، مرد تنهایِ شب ما یعنی دریل توسط همین بث بشکنه و از نو ساخته بشه! هر چند که مرگ بث، از قبل برام اسپویل شده بود و خدا نیامرزدش اونی رو که اسپویلش کرد! اما اون سکانس پر التهاب و اون شلیک ناگهانی باعث شد که با تمام وجود حس بیمارانی که بیماری شون باعث خلق چالش آب یخ شد، رو درک کنم! بله شلیک ناخواسته ی دان، دقیقا برام حکم همون سطل آّب یخ رو داشت که از سر تا پام رو سرد و شوکه کرد! جالبه که تبعاتِ تراژیکِ مرگ بث، فقط معطوف به اتفاقات بیمارستان و ری اکشن های دریل و ریک در مقابل پلیس ها نشد. وقتی بث در آغوش دریل از پله های بیمارستان پایین میاد، سر تکان دادن هایِ ریک که عجزش رو در نجات بث نشون میداد، ضجه هایِ مگی که اوج حسرت و دلتنگی یه خواهر رو نشون می داد و از همه مهمتر اشک هایِ دریل، اتمسفر درآماتیزه ای رو بر اون فضا حاکم کرده بود که دل سنگ دل ترین بیننده ها رو هم به درد آورد.)

مرگ تایریس، غول مهربان و دوست داشتنی!

۱۱ Tyreese death

(نواه باعثِ گاز گرفته شدنِ تای شد، اما مقصر اصلیِ مرگ تایریس، خودش بود! بله خود تایریس باعث کشته شدنش شد. مردی مهربان، منطقی و ایده آلیست. کسی که به راحتی، قاتل عشقش رو می بخشه اونم دقیقا در روزی که هنوز دست کارول به خونِ لیزی آغشته اس! انسانی که در بدترین شرایط هم باز به بهترین و انسانی ترین کارها فکر میکنه و حتی وقتی جودیث توسط اون ترمینوسی اسیر میشه و خودش هم دست تنها وسط واکرها انداخته میشه، باز هم بعد از نجات پیدا کردن فقط به کتک زدن اون ترمینوسی اکتفا میکنه. بله به حق که دیالوگ هایی که اون نجات یافته ترمینوس در توهم تایریس و در خونه ی نواه بهش میزد عین حقیقته و به قول ریک عاقبت آدمای خوب داستان مرگ یا همون عاقبت تایریس خواهد بود!)

خلاص شدن برادرِ نواه به دست خودِ نواه!

۱۲ novah brothers

(نواه چنان تحت تاثیر گاز گرفته شدن تایریس قرار گرفت که وقتی داشت چشم برادرش رو با اسباب بازیش سوراخ میکرد! حتی یه لحظه هم دچار شک و تردید نشد. اما چه سود که نوش داروی بعد از مرگ سهراب فقط دل آدم رو به درد میاره و بس! در هر حال اتفاقات اون روز نحس اولین کدهای جنایات گرگ ها رو به ما داد، کد هایی که تاوانش مرگ تایریس بود!)

گوشت سگ، یا مرگ؟!

۱۳ DOGS

(دقیقا جایی که هیچ امیدی به زندگی وجود نداره، و آب و غذایی نیست تا شرایط اولیه زندگی فراهم باشه، غذا با پای خودش و به شکلی عجیب به سمت گروه میاد و خب ساشای افسرده و دریل و ریکِ چالاک هم به نحو احسن از این فرصت استفاده می کنن تا گروه رو از گرسنگی و تشنگی نجات بدن! جالب ترین نکته ی اون سکانس ها، پدر گابریل و واکنش هاش بود!!!)

مرگ خفت بارِ ایدن!

۱۴ Aiden death

(همه ما میدونیم که ایدن دقیقا حکم همین پهلوون پنبه های قصه ها رو داشت! آدمی که مثلا با بچه باحال بازی هاش میخواست نظر همه رو به خودش جلب کنه!!! فک کنید دیگه وقتی نیکولاسِ معلوم الحال، دستیارش باشه و خودش رییس، اوضاع چی میشه! بله استاد ایدن، با شلیک و انفجار نارنجک و باقیِ ماجرا، از یه عملیات جستجوی ساده چنان جهنمی ساخت که تاوانش رو گروه با یه مرگ به شدت اسف بار، پرداخت کرد!!!)

مرگ نواه، دوستی که از بثِ افسرده، بثِ غول کش ساخت!

۱۵ Novah death

(شروع سریالِ شاهکارهایِ نیکولاس، به مرگ تلخِ دومین رنگین پوست دوست داشتنی ما در فصل ۵، منجر شد. نواه مرگ بسیار دردناکی رو تجربه کرد اون هم درست جلوی چشمایِ گلن. خودتون رو جای گلن بزارین و این عکس آخر رو دوباره ببینین!!! فقط موندم دیگه گلن چه آدمیه که با وجود این اتفاق و کارهای دیگه ای که نیکولاس در حق اش انجام داد، چطور بازم این آدمو تحمل کرد. بماند که این اعتماد به نیکولاس نزدیک بود به بهای مرگ گلن تموم شه اونم دو بار!!! اما در هر حال اینجور مردن اصلا و ابدا حق نواه نبود.)

مرگ پیتر و رَج، خون و خاکستر!

۱۷ Reg monro

(همگی میدونیم علت واقعیِ مرگ پیتر چی بود!!! مطمئنا اگر هم پای خود میشون و شمشیر آدم کشش در میون نبود باز هم مرگ پیتر اتفاق می افتاد و ریک اون رو از پا در میاورد اما این وسط مرگ رَج واقعا بی انصافی و بی دلیل بود. بماند که در اون درگیری شاید دلیل نداشت که رج بخواد پیت رو آروم کنه اونم دقیقا وقتی که تیزی دستِ پیتِه! اما در هر حال ابر و باد و مه و خورشید و فلک، همگی دست به دست هم دادن تا شلیک نهاییِ ریک نه تنها از روی نفرت تلقی نشه بلکه کاملا عادلانه و مورد تایید همه اتفاق بیوفته! به هر حال از بین رفتن رَج خیلی از معادلات رو به هم زد و آینده شهرک رو با اما و اگرهای فراوانی روبرو کرد. اما در مجموع شاگرد و استاد – نواه و رَج، هر دو از بین رفتن تا بعد از دیانا، شهرک مهندسان جدیدی رو به خودش ببینه!)

.

-فصل ششم، پارت اول-

se6

به آخرین فصل از سریال و البته تحلیل تلخ ترین مرگ، خوش آمدین!

۱ PILOT

فصل شش با یک فوران هیجانی آغاز میشه، سقوط تریلی، چهره های وحشت زده و هجوم ارتش واکرها به گروه و به سمت الکساندریا! همه و همه در تنها چند دقیقه اتفاق میوفته تا گروه مجبور شه طرحی رو عملی کنه که به قول کارتر نتونسته کامل بهش مسلط بشه.

مرگ کارتر! یا همون کارکترِ “من می دونستم” تو گالیور!!!

۲ Carter Death

(شاید اگه دریل مداخله نمی کرد و ریک مجبور نمی شد بخاطر دریل از جون کارتر بگذره، کارتر هم مجبور نمی شد این مرگِ دردناک رو تجربه کنه! به قول ریک این مدل آدما به درد این دنیا نمی خورن و خب ما دیدیم که فریادهای اون چطور بخشی از گله رو متفرق کرد و گروه رو در معرض چالش ناخواسته و بی دلیلی قرار داد. به هر حال کارتر یه آدم منفی باف بود که هر چند تخصصش می تونست به درد گروه بخوره اما چون همش دنبال باند بازی و سیاه نمایی بود، نبودش خیلی به بودش می چربید!!!)

مرگ گرگ های مهاجم به دستانِ پر توانِ مادربزرگِ شنل قرمزی!!!

۳ carol & wolves

(فک نمی کنم کسی باشه که کارول رو دوست نداشته باشه، کارول محکمه، با ثباته، بی رحمه و به هیچ چیز جز گروه فکر نمی کنه! این هیچ چیز دقیقا همون هیچیه خودمونه. برای کارول شهرام بهرام وجود نداره، جایی که پای تهدید وسط باشه، می خواد این تهدید از طرف انسان ها باشه یا واکرها، اون همیشه برای مقابله حاضره. شاید برجسته ترین ویژگی این زن بی رحمیش باشه و دقیقا همین ویژگی هم اون رو بیشتر از همه ی اعضاء به ریک شبیه می کنه. وقتی به اون عکسی که کارول روی پیشونیش علامت “W” رو کشیده نگاه می کنم، این به ذهنم میاد که این زن اگر تو گروه گرگ ها بود به حتم رهبر بسیار موفقی میشد و به راحتی آب خوردن، آلکساندریا رو به چنگ می آورد!!! یه لحظه فکر کنین اگه اون روز تو شهرک نبود کی میخواست تهدید گرگ ها رو برطرف کنه؟!)

مرگ آنی، دخترِ مگی نما!!!

۴ Annie Death

(بیشتر ما ها وقتی تریلر فصل ۶ رو میدیدم، دقیقا تو لحظه ای که در عکس بالا می بینیم، فیلم رو پاز میکردیم تا ببینیم مگی اونجاست یا نه!!! هر چند که شاید هیشکی از اون صحنه جا نمی خورد و اگر مطمئن هم می شدیم که مگی زیر دست و پای واکر هاست، باز هم نمی ترسیدیم، نا سلامتی اون مگیه ها، همسرFucking Glenn!!! برگ چغندر نیس که به بادی بمیره! در هر حال “آنی” هم لایق اینجور مردن نبود و باز هم باید این جمله ریک رو به یاد بیاریم که به گلن و میشون گفت: برای هیچی نایستید، این مردم نمی تونن دووم بیارن!!!)

مرگ تلخ دیوید! و نامه ای که هیچوقت به مقصد نرسید!!!

۵ David_Death

(مرگ دیوید اگرچه تلخ و ناراحت کننده بود ولی در هر حال اتفاق می افتاد! اون گاز گرفته شده بود اما می تونست اول خودش رو نجات بده و اون دوستش رو که مچ پاش دچار مصدومیت شده بود رو تنها بزاره، اما این کار رو نکرد و فداکارانه خودش رو به دست سرنوشت سپرد تا نهایتا توسط یه از مرگ برگشته، خلاص بشه!!!. مرگ دیوید دو نتیجه مهم داشت، اول اینکه حقیقت دنیای واقعی رو به صورت هیث پاشید و دوم اینکه به میشون نشون داد همیشه نمی شه به همه قول داد و اون قول رو عملی کرد حتی اگه اون قول فقط برای حفظ روحیه ی یه آدم دم مرگ باشه!!! و البته که تلویحا و مکررا صحت گفته های ریک رو هم به روی ما آورد!)

گلن، مرگ یا زندگی، مسئله این است!!!

۶ Nicholas_Suicide

(خب دیگه می رسیم به چالشی ترین و بحث برانگیز ترین سکانس سریال، از ابتدا تا کنون. خیلی خیلی جالبه که بعد از رخ دادن سکانس معروفه موسوم به “Thank you” هیچ کس به سرنوشت نیکولاس و بچه ای که بعد از اون تو این دنیای کثیف، یتیم شد، توجهی نکرد و همگی دنبال سرنوشت نامعلوم گلن بودن! اما خب تو اون سکانس اونچه مسَلم بود مرگ اجباریِ نیک بودش، مرگی که بر اثر فشار ناشی از ناتوانی و عدم تعادل روحی اتفاق افتاد. درسته که نه من و نه هیچکس دیگه دل خوشی از نیک نداشتیم اما این که خودکشی کنه رو هم نمی خواستیم، هر چند که خودکشی باز از دچار شدن به سرنوشت کارتر، دیوید و آنی بهتره! در هر حال نیک مرد و ما رو چند اپیزود در خماریِ سرنوشت گلن گذاشت.)

مرگ یک خانواده، شیرین کاری هایِ استاد مورگان آغاز میشود!

۷ Unknown Mans

(اپیزود ۶۰۴ و اینجا اینجا نیستی که فلسفه ی آیکیدو رو با اتوپیایِ ذهن بیمارِ مورگان، درآمیخت! استاد مورگان در راستای Clean کردن هاش، پدر و فرزندی رو به فجیع ترین شکل ممکن می کشه و البته که یادش میره تا خلاصشون کنه و همین حرکت غیور مردانه باعث گاز گرفته شدنِ ایستمنِ محبوب میشه.)

مرگ بی دلیل ایستمن و آغاز سفر پر ماجرایِ مورگان!

۹ Eastman death

(گاز گرفته شدن ایستمن، و مرگ ایستمن به دست مورگان، بر تحول شخصیت مورگان تاثیر گذار بود. ایستمن به اونچه منتظرش بود رسید و در واقع این آیکیدو نبود که مورگان رو تغییر داد، بلکه مرگ ایستمن و درسهایی که مورگان از اون گرفت بود که باعث تحولش شد!!!)

خودکشیِ بتسی و نامه ای که هیچوقت به لیلی نرسید!

۸ Betsy death

(جسی که حالا دیگه جزئی از گروه شده! اولین واکر رو خلاص میکنه وآنچنان هم با آرامش اینکار رو می کنه انگار جد اندر جد اینکاره بوده!!! بتسی دست به خودکشی میزنه چرا که فشار روحی اینکه دیگه همسرش رو نخواهد دید براش کاملا غیر قابل تحمله! از تمام این مرگ ها و البته سخنرانیِ جسی بعد از خلاص کردن بتسی، میشه به یه جمع بندی نهایی رسید و اون اینکه دیانا با محدود کردن اهالی در شهرک و بیرون از دنیای واقعی، در واقع اونها رو به شدت ضعیف و آسیب پذیر کرد تا جایی که وقتی با یه چالش کوچیک هم روبرو بشن نتونن از خودشون دفاع کنن، دفاع از بقیه دیگه پیشکش!!!)

گاز گرفته شدن دیانا، پرده ی آخرِ پارت اول فصل شش!

۱۰Deanna death

(دیانا خیلی دیر به خودشناسی و جهان بینی رسید! شاید اگر از همون اول حرف های ریک رو جدی میگرفت اوضاع اینطور از کنترل خارج نمی شد اما به هر حال، عملکردش در فصل شش اصلا ضعیف نبود. اون در اپیزود ۶۰۸ در حقیقت جون ریک رو نجات داد، هر چند که در قبالش عهد بزرگی رو به گردن ریک گذاشت. تا انتهای اپیزود ۶۰۸ سرنوشت دیانا مشخص نشد و اونچه واضح بود تصمیم دیانا برای کشتن پر سر و صدای واکرها و دور کردنشون از گروه ریک بود که به بهترین و البته دردناک ترین شیوه هم موفقیت آمیز در اومد! در تصاویر تازه ای که از پارت دوم فصل ۶ بیرون اومده، ما دیانای تبدیل شده رو می بینیم که به احتمال زیاد به دست میشون خلاص خواهد شد.)

.

.

.

خب دوستای خوبم، قصه ی ما به سر رسید اما حکایت همچنان باقی است!

بیاین با هم یه پوستر ببینیم که تمام مرگ های مهم سریال از ابتدا تا حالا توش پیداست و البته سرنوشت های نامعلوم و زنده ها هم همینطور! لطفا و در صورتی که تمایل داشتین نظر بدین و بگین که تلخ ترین مرگ از نظر شما کدوم مرگ سریال هستش، فقط یک مرگ رو انتخاب کنید تا ببینیم چه آماری به دست خواهد اومد.

۱۱Collection in walking dead

*** در انتها باید از دوست و همکار بسیار محترمم در سایت، خانم مژده تشکر کنم که در آماده کردن این مطالب خیلی به بنده کمک کرد، امیدوارم شما هم لذت برده باشید***

مطابق قرار همیشگیمون:

دو نکته پایانی رو با من ببینید و بخونید.

*** با کلیک رو تبلیغات، از سایت خودتون حمایت کنید! همین کار کوچیک، برای حل بخشی از مشکلات ما بسیار مفیده***

۲