با سلام، امروز میخواهیم خط داستانی صدیق را از شب کشتار نجواگران تا آینده او بررسی کنیم.

در قسمت های آخر فصل قبل دیدیم که نجواگران برای تایین قلمرو خود 10 نفر از اهالی الکساندریا رو سر بریدند و سر آنها رو بر روی نیزه گزاشتند.

در طول این اتفاق صدیق زنده نگه داشته شد تا به الکسانریا برگردد و اتفاقات رو بازگو کند و به همین علت اونو بیهوش کردند و به درخت بستند.

در طول این فصل شاهد این بودیم که صدیق داره از توهمات شب کشتار رنج میبره ولی ما هنوز کل قضیه رو نمیدونیم و فقط میدونیم که اون بعد از تماشای اجباریه سر بریدن به درخت بسته شده بود.توهمات هنوز هم اونو بخاطر تماشای سر بریدن یا به احتمال قوی شرکت کردن اجباری در قتل آزار میدهند!!!
اسم قسمت بعدی (چشمات رو باز کن) است که به جمله ای اشاره داره که آلفا در شب قتل به صدیق میگه که مطمعن بشه که صدیق این صحنه وحشتناک رو یادش میمونه!

خوب مبحث بعدی بیماری است که داره سرتاسر الکساندریا رو فرا میگیره. ساده ترین و محکم ترین جواب برای این بیماری گاما است که جسد واکر هارو توی منبع آب الکساندریا میندازه.خوب این قضیه وقتی بدتر میشه که صدیق برای درمان بیماری به بیمارانش آب بیشتری رو پیشنهاد میکنه. آیا صدیق واقعا داره به بهبود بیماران کمک میکنه؟
بین هواداران سریال تئوری دیگری هم رواج دارد که میگه دانته داره از قصد بیماری رو رواج میده که من خودم به شخصه موافق این تئوری هستم.ما هیچی از گذشته اون نمیدونیم و خوب شاید اون هم با نجواگران داره همکاری میکه. شاید یه شخصیت خوب توی کامیک اینجا داره آشوب به پا میکنه، که اگه اینطور باشه میشه نتیجه گرفت گاما هم که با گامای کامیک متفاوته میتونه شخصیت خوبی باشه. همیشه منتظر سوپرایز های آنجلا باشید :)

هرکی که باعث این اتفاقاته داره رزیتا رو میکشه و رزیتا هم میخواد سریالو ترک کنه و روی سریال جدیدش یعنی سلنا کار کنه.

از نظر من این قسمت میتونه خیلی جذاب باشه از دستش ندید، با تشکر، پویا