[تصویر: FTWD_101_Teachers.png]

 

“من دوست دارم سریال را تماشا کنم.” این اولین جمله ای است که قبل و بعد از دیدن قسمت اول سریال فیر د واکینگ دد در ذهنم داشته و دارم.  قاعدتا دیدن یک قسمت نمی تواند محیط گسترده ای برای قضاوت ایجاد کند. اما در حال حاضر این را میدانم که دوست دارم این سریال را دنبال کنم.

 

طبیعتا مشخص است که در قسمت اول سریال با  توجه به روند داستان قرار نیست چیزهایی غیر از این ها که دیده ایم، را تماشا کنیم اما دوست داشتم قسمت اول کمی طولانی تر می بود و کمی بیشتر ما را وارد ماجرا می کرد. با این حال معتقدم این قسمت در جای خوبی تمام شد یعنی دقیقا در جایی که مخاطب می خواهد و جذب شده تا بیشتر ببیند و بداند، همان جا ما را متوقف می کند تا برای قسمت بعد عطش داشته باشیم و ذهنمان پیرامون حوادثی که قرار است بیافتد درگیر باشد . طبق اطلاعات قبلی ای که به بیرون درز کرده یا توسط خود سازندگان و البته تریلر دریافت کردیم، می دانیم که در قسمت های بعد بخش هایی از سریال به جست جوی ترَویس برای پیدا کردن پسرش که در شلوغی های مردم بعد از وقوع و حمله ی این موجودات عجیب گیر کرده خواهد پرداخت.

 

ناپدید شدن دوست آلیشا هم  با توجه به نوع ارتباطی که این دو با هم داشتند، در  واقع بازگو کننده ی این هست که یک اتفاق غیر عادی موجب این مساله شده و ما به عنوان مخاطبی که می دانیم با چه چیزی رو به رو هستیم می توانیم این فکر را بکنیم که  دوست آلیشا مرده و زامبی شده. اما هدف سریال از نشان دادن چنین موضوعی در واقع بیان آشفتگی اوضاع و عمق فاجعه ای که شخصیت ها با آن رو به هستند.

 

اما شخصیت مهم دیگری که سریال با آن آغاز شد یعنی نیک کسی  که با وجود ناخلف بودنش همذات پنداری مخاطب را برمی انگیزد، آنطور که انتظار می رود با وجود اتفاقاتی که نیک از سر گذرانده و از این به بعد با آن رو به رو هستند دیگر سراغ چیزی مثل مواد مخدر نخواهد رفت و اگر توسط سازندگان کشته نشود می تواند به یکی از آدم ها و در واقع بهتر بگویم نجات یافتگان منحصر به فرد تبدیل شود. چیزی که در سریال واکینگ دد هم شاهد آن بودیم. انتخاب شخصیتی با این ویژگی ها و به خصوص بیماری اعتیاد می تواند این دلیل را داشته باشد که آنها باید شخصیتی را داشته باشند تا احتمال عجیب و غیر قابل باور بودن حرف هایش را به این وسیله بیشتر کنند. از طرف دیگر این انتخاب می تواند به این دلیل باشد که نیک با توجه به اعتیاد و سایر ویژگی های شخصیتی ای که در پیش زمینه ی داستان داشته است فردی ضعیف و بی مصرف بوده که از خانواده دوری می کرده است اما حالا می تواند کم کم از این شخصیت به یک شخصیت قدرتمند تبدیل شود. شخصیتی که نه تنها از خانواده دوری نمی کند بلکه برای نگهداری و حفظ جان آنها نهایت تلاشش را کرده و تا پای جان پیش می رود. بنابراین می توانیم انتظار داشته باشیم که نیک را خیلی زود در سریال نمی کشند و البته امیدوارم اصلا نکشند. هر چند که سازندگان سریال می توانند دقیقا برعکس انتظارات مخاطبان عمل کنند و قبلا این را ثابت کرده اند.

 

از ویژگی های شخصیت های سریال فیر د واکینگ دد این است که آنها جزو دسته ای از مردم هستند که زودتر از دیگران با این واقعیت و حوادثی که در حال رخ دادن است رو به رو شدده اند و این در عین حال که خطرناک است یک خوش شانسی محسوب می شود. توبیاس شخصیت شاگرد مدیسون هم از جمله افرادی است که غیر عادی و خطرناک بودن اوضاع را خیلی زودتر درک کرده و شاید به چشم یک احمق به مدیسون نگاه می کند، چرا که مدیسون حتی فرصت نکرد به او بگوید که تو درست می گفتی! همان طور که پیش از فرار نیک از بیمارستان اجازه نداد ترویس این را به نیک بگوید.

 

ترویس شخصیت خوبی دارد حتی بهتر از مدیسون به نظر می رسد و برای خانواده ی جدیدش هم به اندازه ی فرزند خودش ارزش قائل است. به نظر نمی رسد فقط برای به دست آوردن دل مدیسون خطر کرده و به مخفی گاه نیک برود تا ببیند واقعا برای او چه اتفاقی افتاده پس می توانیم بگوییم ترویس شخصیت خوبی دارد و واقعا یک مرد خانواده است.

 

قاعدتا یکی از مسائلی که می تواند فصل اول این سریال را شامل شود این است این شخصیت ها کسانی را که قبلا می شناخته اند در قالب موجودات وحشتناکی می بینند که قصد تکه تکه کردنشان را دارند و این روند هر روز گسترده تر می شود تا جایی که دیگر دیدن افرادی مثل خودشان برایشان باید عجیب باشد.

 

از طرفی طبق اطلاعاتی که سازندگان در مورد سریال داده اند بخشی از کار هم به این موضوع می پردازد که مردم نمی دانند با این موجودات چگونه رو به رو شوند و چطور آنها را از بین ببرند و همین قربانی های بیشتری را می گیرد تا جایی که متوجه می شوند باید سر آنها را نشانه بگیرند.

 

رویارویی و کنار هم زیستن همسر سابق ترویس و مدیسون بعد از وقوع ماجرا هم می تواند از اتفاقاتی باشد که سریال فیر واکینگ را در برمی گیرد. در واقع همانطور که سازندگان گفته اند خانواده و مسائل خانواده جزوی از این سریال و البته مساله ی اصلی است. در ارتباط با مسائل خانوادگی سریال سوالات زیادی را می توان مطرح کرد از جمله اینکه چرا زندگی ترویس و الیزا به اینجا رسیده است و چرا کریس از پدرش دوری می کند؟ زندگی مدیسون و نیک چرا اینطور پیش رفته و …؟

 

این ها مسائلی است که می توان در قسمت های بعدی سریال انتظار داشت و مشاهده کرد.

 

اما یک تفاوت عمده که می توانیم آن را امتیاز واکینگ دد هم بنامیم, میان این دو سریال وجود دارد و آن این است که ما در واکینگ دد کمتر می توانیم حدس  بزنیم و اگر از روی تریلر حدسی بزنیم می تواند کاملا غلط از اب دربیاید اما اتفاقات در فیر د واکینگ دد با اینکه جالب است و مخاطب دوست دارد آن را به هر دلیلی دنبال کند، حداقل تا حدودی با پیش بینی ها یکسان در می آید. با نگاهی به تریلرهای پخش شده در کمیک کن از این دو سریال به این موضوع پی خواهید برد. همیشه در تریلرهای واکینگ دد صحنه ها طوری چیده  شده اند که  مخاطب را گمراه کنند اما تریلر فیر د واکینگ دد فاقد این ویژگی بود و همه چیز همان بود که در تریلر به ما نمایش داده شده بود. حداقل در مورد اولین تریلر این سریال که اینطور بوده است. شاید باید این را یک اشتباه از طرف سازندگان محسوب کرد و شاید هم تعمدی در کار بوده؟!

 

آخرین جمله ای که می توانم در آخر این یادداشت بگویم این است که “من فیر د واکینگ دد را می بینم چون نسبت به حوادث و چگونگی رخ دادن آن ها پیرامون شخصیت ها کنجکاوم”